|
نام کتاب: بی قرار همچون باد ...و طناب بر تن سلمان و تنه درخت پیچید و شاخه بلند سدر بر تنه اش نشست و صدای یهودیان در گوشش طنین افکند که: بگو خدای تو کجاست؟ داستان حاضر رمانی است بر اساس زندگی سلمان فارسی ، یکی از یاران خوب پیامبر اسلام (ص) - همان طور که دیدید این داستان بسیار جذاب و تکان دهنده است و خواننده رابر سر ذوق می آورد که داستان را ادامه بدهد - شما می توانید برای خواندن ادامه داستان ، این کتاب را از کتاب فروشی های معتبر تهیه فرمایید.
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 18:44  توسط لیلا باباخانی
|
هر کس در جستجوی دنیاست، باید دانش فرا بگیرد، و هر کس به آخرت دل بسته است، باید از علم بهره گیرد، و هر کس دنیا و آخرت را با هم می خواهد، باز هم گریزی از دانش آموزی ندارد.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 11:42  توسط لیلا باباخانی
|
رمان زندگی پیامبر (ص)
نویسنده: رضا شیرازی ناشر: انتشاراتپیام آزادی تا کنون، صدها جلد کتاب به زبان های گوناگون و در تمام نقاط دنیا درباره زندگی پیامبر اسلام نوشته شده است و هر کسی به اندازه توان خویش ، تصاویری از این صفحات درخشان تاریخ بشریت را ثبت کرده است. کتابی که اینک در حال معرفی آن هستیم ، با تکیه و استناد بر خبرها و روایت هایی که نزد علمای بزرگوار شیعه معتبر شناخته شده است ، با روش داستانی ، گوشه هایی از زندگی رسول خدا را نمایان می سازد. نویسنده سعی داشته تا با شیوه ای تازه ، داستان زندگانی رسول خدا را بیان کند ؛ شیوه ای که برای خواننده ملال آور و خسته کننده نباشد. برای بهره گیری بیشتر از کتاب درباره شیوه بیای داستان لازم است گفته شود: گوشه هایی از زندگانی پیامبر در قسمت های جداگانه که هر کدام به صورت داستانی کوتاه می باشد، نوشته شده است . این قسمت های جداگانه هر کدام به روایت یکی از چهره های مثبت یا منفی تاریخ اسلام بوده که در شکل گیری حادثه داستان ، نقش فعال یا حضوری چشمگیر داشته است. گاهی نیز داستان از زبان راویانی دیگر ، همچون "کوه نور" نقل می شود. البته باید توجه داشت که قسمت های جداگانه -فصل های- کتاب را هر چند که می توان به شکل یک داستان کوتاه و مستقل مطالعه کرد ؛ اما در مجموع ، تمام قسمت های داستان زندگی رسول خدا به هم پیوسته بوده و از نظر تاریخ وقوع حادثه های داستانی ، سیر منظمی را دنبال می کند. گوشه هایی از نوشته های کتاب:
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 19:0  توسط لیلا باباخانی
|
یکی از مهمترین پیام های پیامبر (ص) برای مردم جهان و زندگی آنان ، "صلح و دوستی" است. پیامبر (ص) گفته است: "همه مردم برادران و خواهران یکدیگرند و رنگ پوست ، نژاد ، زبان ، دارایی و اصل و نسب ، نمی تواند باعث برتری گروهی بر گروهی دیگر باشد." (برگرفته از کتاب محمد(ص) - نوشته ثانی اثنین - ترجمه امیر صالحی طالقانی - انتشارات کتابهای بنفشه - چاپ اول - 1384 )
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 11:1  توسط لیلا باباخانی
|
گفتار و کردار دوران کودکی پیامبر اکرم (ص) ، آن حضرت را از کودکان دیگر ممتاز می ساخت ، به طوری که پدر بزرگش به این حقیقت پی برده بود و او را فوق العاده احترام می کرد. ( برگرفته از کتاب برگزیدگان " سیری کوتاه در زندگی چهارده معصوم (ع)" - نوشته مهدی رحیمی - مرکز چاپ و نشر بنیاد بعثت - چاپ سوم - 1374 )
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 10:24  توسط لیلا باباخانی
|
تجربه موفقی که پیامبر (ص) در تجارت از خود نشان داد، همچنین اعتبار و درستی او ، باعث شد توجه خدیجه (ع) به او جلب شود. خدیجه (ع) زن نیکو کار، ثروتمند و زیبایی بود که خانواده اش به بازرگانی مشغول بودند. خدیجه (ع) محمد (ص) را استخدام کرد تا کالاهایش را در کشور سوریه بفروشد. ( برگرفته از کتاب محمد (ص) - نوشته ثانی اثنین - ترجمه امیر صالحی طالقانی - انتشارات کتابهای بنفشه - چاپ اول - ۱۳۸۴ )
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 19:0  توسط لیلا باباخانی
|
**دانش بیاموزید ، و با دانش ، وقار و آرامش آموزید ، و نسبت به آموزگار خود فروتن باشید. ** بهترین امت من ، دانشمندانند ، و بهترین دانشمندن امت من ، بردبارانند. ** دانشمندی که از علم او سود برند ، از هزار عابد بهتر است. ** هرکس از شما اخلاقش نیک تر باشد ، ایمانش بهتر است. ** بنده ، مادام که در انتظار نماز است ، در حال نماز است. ** به نیکی وادارید و از بدی باز دارید ، وگرنه ، خدا بدانتان را بر شما مسلط کند . آن گاه نیکانتان دعا کنند [و دفع آنان را در خواست کنند ] و دعایشان مستجاب نشود. ** هر کس از شما نا شایستگی ببیند ، به دست خویش مانع آن شود. و اگر نتواند ، به زبان ، و اگر نتواند ، به دل مانع شود که حداقل ایمان ، همین است. ** خداوند بر امت من ، چیزهایی را که در دل می گذرانند ، اگر به گفتار و کردار منجر نشود ، می بخشد. ** کار اندک که با بصیرت و دانش انجام گیرد ، بسیار است ، و کار بسیار که با نادانی صورت پذیرد ، اندک. ** از حسد بپرهیزید ، ریرا حسد ، کارهای نیک را می خورد ، چنان که آتش ، هیزم را می خورد. ** بهترین نوع ایمان آن است که بدانی هر جا هستی ، خدا با تو است. **تفریح و بازی کنید ، زیرا دوست ندارم که در دین شما ، خشونتی دیده شود. ** فرزندان خویش را تیر اندازی آموزید ، که مایه سرشکستگی دشمن است. ** اسلام پاکیزه است. شما نیز پاکیزه باشید ، که هر کس پاکیزه نیست ، به بهشت نمی رود. ** دعایی که پدر برای فرزند کند ، مانند دعایی است که پیغمبر برای امت خود می کند. ** اطاعت پدر ، اطاعت خدا ، و نافرمانی او ، نافرمانی خداست. ** مادر خود ، مادر خود ، مادر خود را رعایت کن. سپس پدر خود را ، و پس از آن ، کسانی را که به تو نزدیکترند. ** وفای به عهد ، از لوازم ایمان است. ** خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد. ** سفر کنید تا تندرست شوید و روزی یابید. ** خداوند به جوان اهل عبادت ، بر فرشتگان خود مباهات می کند و می گوید: " بنده مرا بنگرید که به خاطر من از تمایلات خود چشم پوشیده است!" ** خداوند شوخی کننده ای را که در شوخی خود راستگو باشد ، باز خواست نمی کند. ** شعر چون سخن است: شعر نیک ، سخن نیک است و شعر بد ، سخن بد. ** پروردگار ما ، از نومیدی بندگان خویش عجب دارد. ** نان را گرامی شمارید ، زیرا خداوند آن را از برکات آسمان فرو فرستاده و از برکات زمین بیرون آورده است. ** نماز گزار در [خانه] خدا را می کوبد ، و هر که پیوسته دری را بکوبد ، عاقبت بر او باز می شود. ** نخستین چیزی که به حساب آن می رسند ، نماز است. **نماز ستون دین است. ** نگاه بد ، تیری زهر آگین از تیرهای شیطان است. ** هر که گنجشکی را بیهوده بکشد ، روز قیامت ، آن گنجشک بیاید و نزد عرش خدا فریاد زند و گوید: "پروردگارا! از این شخص بپرس ، برای چه مرا بی فایده کشت؟" **هر حیوان پرنده یا غیر آن که به نا حق کشته شود ، روز قیامت با کشنده خود مخاصمه کند. ** خداوند چون بنده مومن خود را دوست دارد ، او را از دنیا پرهیز می دهد ، چنانکه شما مریض خود را ، از بیم مرض ، از خوردن و نوشیدن پرهیز می دهید. ** خداوند گوید: تا هنگامی که بنده ام مرا یاد می کند و لب هایش به نام من می جنبد ، با او هستم. ** هر که درختی بنشاند ، به اندازه میوه ای که از آن درخت به عمل می آید ، برای او پاداش ثبت می شود. ** در دوستی ، میانه نگهدار ، زیرا چه بسا دوستت ، روزی دشمن تو شود. در دشمنی نیز راه افراط پیش مگیر ، زیرا شاید همان دشمن ، روزی دوست تو شود. ** با فقرا دوستی کنید، زیرا در روز رستاخیز ، دولتی بزرگ دارند . ** پاسخ دادن به نامه ، مانند جواب سلام واجب است. ** یکی از اقسام اسراف این است که هر چه می خواهی بخوری. ** بر امت خویش ، بیش از هر چیز ، از شکم پرستی و پر خوابی و بیکارگی و بی ایمانی بیمناکم. **پاداش آن که غذا می خورد و شکر می گذارد ، مانند روزه دار صبور است. ( برگرفته از کتاب آخرین فرستاده - نوشته رضا رهگذر - انتشارات مدرسه - چاپ دوم - 1382 )
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 0:52  توسط لیلا باباخانی
|
*جمعه 17 ربیع الاول عام الفیل (سال حمله ابرهه به مکه ) ، مطابق با سال 570 میلادی: *چهار ماه و یک هفتگی: سپرده شدن به دایه ای به نام حلیمه ، که در میان تیره صحرانشین "بنی سعد" ، از قبیله هدیل ، در نزدیکی شهر "طایف" می زیست. * هشت سالگی: مرگ عبدالمطلب و قرار گرفتن تحت سرپرستی عمویش ، ابوطالب. * سیزده سالگی: سفر به شام ، همراه با ابوطالب. *شانزده تا بیست سالگی: شرکت در جنگ بین قبیله قریش و قبیله هوازن ، موسوم به جنگ های فجار. * بیست سالگی: شرکت در پیمان جوانمردان (حلف الفضول). *بیست و پنج سالگی: سرپرستی کاروان تجاری خدیجه ، دختر خویلد ، در سفر شام. (ازدواج با خدیجه ). *سی و پنج سالگی: نصب حجر الاسود ، و رفع اختلاف پدید آمده میان تیره های قریش در این باره. *سی و شش سالگی: پذیرش سرپرستی علی شش ساله. * چهل سالگی: بر انگیخته شدن به پیامبری ، در شب بیست و هفتم رجب (مطابق با سال 610 میلادی). * سال سوم بعثت: آشکار کردن تبلیغ اسلام ، به فرمان خدا. * سال پنجم بعثت: فرستادن مخفیانه گروهی از مسلمانان تحت فشار مشرکان و کفار ، به کشور حبشه. *سال هفتم تا دهم بعثت: تحریم اقتصادی و اجتماعی مسلمانان توسط دیگر تیره های قریش ، و اقامت اجباری در دره ابوطالب. *سال دهم بعثت: بازگشت به مکه. *سال یازدهم بعثت: اسلام آوردن شش نفر از اهالی یثرب. *سال دوازدهم بعثت: اسلام آوردن دوازده تن دیگر از مردم یثرب. و برده شدن او به آسمان از سوی خداوند (معراج) ، و مشاهده جلوه هایی از عالم غیب. *سال سیزدهم بعثت: مسلمان شدن هفتاد و سه زن و مرد ازاهالی یثرب. *سال اول هجری: تصمیم قطعی قریش به کشتن پیامبر ، و هجرت مخفیانه آن حضرت به یثرب ، در آغاز این سال. و ورود به یثرب ، در روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول ، و تغییر نام این شهر به "مدینه النبی" (شهر پیامبر ) ، از سوی مردم .بنای "مسجد النبی" در مدینه. و بستن پیوند برادری (عقد اخوت) بین یاران. *سال دوم هجری: ازدواج آخرین دختر پیامبر (حضرت فاطمه) با پسر عمویش (حضرت علی). صدور اجازه جهاد برای مسلمنان ، و درگیری در چند جنگ با کافران و مشرکان مکه ، از جمله ، جنگ بدر. *سال سوم هجری: در گیر شدن در چند جنگ با دشمنان اسلام ، از جمله ، جنگ احد ، و شکسته شدن دندان پیامبر و شهادت حمزه ، عموی محبوب آن حضرت ، در این جنگ. * سال چهارم هجری: وفات فاطمه دختر اسد ، مادر حضرت علی ، که برگردن پیامبر نیز حق مادری داشت. *سال پنجم هجری: در گیری در چند جنگ با دشمنان اسلام ، از جمله جنگ خندق یا احزاب. *سال ششم هجری: بستن پیمان صلح حدیبیه با سران قریش. * سال هفتم هجری: فتح قلعه خیبر ، و مسموم شدن پیامبر و برخی از یاران ، به وسیله غذای سمعی اهدایی یک زن یهودی اهل این قلعه. و ساخته شدن مهر محمد رسول الله برای پیامبر. و نوشتن و فرستادن نامه برای برخی از شاهان و امیران ، از جمله شاه ایران و حاکم مصر. *سال هشتم هجری: زیر پا گذارده شدن یکی از مواد صلح حدیبیه توسط سران قریش. و فتح مکه توسط مسلمانان ، تسلیم شدن سران قریش ، و پاک سازی مسجد الحرام از بت ها و دیگر آثار شرک. و فتح طایف به دست مسلمنان. *سال نهم هجری: رفتن به تبوک با سپاه اسلام ، و تسلیم شدن سرکشان رومی. و آتش زدن و ویران کردن مسجدی که توسط منافقان در مدینه ساخته شده بود (مسجد ضرار). *سال دهم هجری: برگزاری آخرین حج ( حجه الوداع ) با مسلمانان. معرفی حضرت علی(ع) به جانشینی خود ، از سوی پیامبر در راه بازگشت از این حج. *سال یازدهم هجری: بیماری. سفارش مردم به کتاب خدا و خانواده خود ، در یک خطبه ، در مسجد. و رحلت ، در شصت و سه سالگی. و دفن در اتاق مسکونی اش. (برگرفته از کتاب آخرین فرستاده - نوشته رضا رهگذر - انتشارات مدرسه - چاپ دوم - سال ۱۳۸۲ )
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 22:7  توسط لیلا باباخانی
|
(شاعر: پرويز بيگي حبيب آبادي - برگرفته از مجله موعود - شماره 67- شهريور 1385 )
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 14:39  توسط لیلا باباخانی
|
آن روز، مدینه حال و هوای ریگری داشت! در همه جا، صدای خنده و شادی بود. هوا، آفتابی و دلنشین بود و نخلهای اطراف مدینه، چشمها را به خود خیره می کرد.
+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 12:25  توسط لیلا باباخانی
|
|
آمار کل بازدیدکنندگان:
|