تبليغاتX
مجله اینترنتی آفتاب آمد
                                رمان زندگی پیامبر (ص)


                                 نام کتاب:         ای رسول خدا!...  
                                 نویسنده:        رضا شیرازی 
                                 ناشر:             انتشاراتپیام آزادی     


      زندگی مردان بزرگ دنیا ، روزهایی پر حادثه ، هیجان انگیز و عبرت آموز را بر صفحه تاریخ به یادگار گذاشته است ، و در میان بزرگترین مردان تاریخ ، هیچ کس به اندازه پیامبر بزرگوار اسلام - محمد(ص) - روزهایی پر موج ، حادثه دار و انقلابی نداشته است. هیچ کدام از مردان بزرگ تاریخ ، نتوانسته اند همچون او محبوب دل عاشقان خویش باشند و نقشی دگرگون کننده در تاریخ جهان را ایفا کنند.
      تا کنون، صدها جلد کتاب به زبان های گوناگون و در تمام نقاط دنیا درباره زندگی پیامبر اسلام نوشته شده است و هر کسی به اندازه توان خویش ، تصاویری از این صفحات درخشان تاریخ بشریت را ثبت کرده است.
      کتابی که اینک در حال معرفی آن هستیم ، با تکیه و استناد بر خبرها و روایت هایی که نزد علمای بزرگوار شیعه معتبر شناخته شده است ، با روش داستانی ، گوشه هایی از زندگی رسول خدا را نمایان می سازد.
      نویسنده سعی داشته تا با شیوه ای تازه ، داستان زندگانی رسول خدا را بیان کند ؛ شیوه ای که برای خواننده ملال آور و خسته کننده نباشد. برای بهره گیری بیشتر از کتاب درباره شیوه بیای داستان لازم است گفته شود:
      گوشه هایی از زندگانی پیامبر در قسمت های جداگانه که هر کدام به صورت داستانی کوتاه می باشد، نوشته شده است . این قسمت های جداگانه هر کدام به روایت یکی از چهره های مثبت یا منفی تاریخ اسلام بوده که در شکل گیری حادثه داستان ، نقش فعال یا حضوری چشمگیر داشته است. گاهی نیز داستان از زبان راویانی دیگر ، همچون "کوه نور" نقل می شود.
     البته باید توجه داشت که قسمت های جداگانه -فصل های- کتاب را هر چند که می توان به شکل یک داستان کوتاه و مستقل مطالعه کرد ؛ اما در مجموع ، تمام قسمت های داستان زندگی رسول خدا به هم پیوسته بوده و از نظر تاریخ وقوع حادثه های داستانی ، سیر منظمی را دنبال می کند.

    گوشه هایی از نوشته های کتاب:
 
       ای رسول خدا! هیچ گاه خاطره تلخ آن سفر را فراموش نخواهم کرد. نامردمی و ستمی که اهل طائف نسبت به تو نشان دادند. لکه چرکینی بر دلم نهاده است که تا دم مرگ زدوده نخواهد شد. اما آنچه برایم بیش از همه این مصیبت ها و رنج ها مهم است ، جمله ای است که تو بعد از اسلام آوردن عداس به من گفتی:
       - خدا را شکر که در این سفر توانستم یک نفر را به راه راست هدایت کنم. من، هیچ گاه این شادمانی تو را فراموش نخواهم کرد....
       برای خواندن ادامه داستان می توانید کتاب حاضر را از کتاب فروشی های معتبر تهیه فرمایید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 19:0  توسط لیلا باباخانی  |