امیر المومنین علی (ع) فرزند ابوطالب و جد او عبد المطلب پسر هاشم است . مادرش فاطمه ، دختر اسد بن هاشم بن عبد مناف است .
کنیه مشهور او ابوالحسن و لقب هایش فراوان است. از آن لقب ها آنچه میان ایرانیان شهرت دارد اسدالله و حیدر است.
لقب اسدالله را رسول خدا (ص) بدو داد و مادرش وی را حیدر خواند .
ولادت او را روز جمعه سیزدهم رجب نوشته اند . عالمان شیعه عموما و گروهی از دانشمندان سنت و جماعت نوشته اند: علی (ع) در سن سی سالگی رسول خدا (ص) در کعبه متولد شد.
در روز هیجدهم ذوالحجه سال دهم هجرت که به واقعه غدیر معروف است ، خلافت وی بر همه مسلمانان اعلام گردید. و به جانشینی و وصایت رسول خدا (ص) گماشته شد.
علی (ع) پیوسته در کنار پیغمبر (ص) بود و نگهبانی او می نمود ابن ابی الحدید از امام محمد بن حبیب آورده است: " ابوطالب بر جان پیغمبر (ص) می تر سید . بسا شب هنگام نزد بستر او می رفت و او را بر می خیزاند و علی را به جای وی می خواباند. "
شبی علی گفت: " من کشته خواهم شد. " ابوطالب در چند بیت بدو چنین گفت: " پسرم ! شکیبا باش که شکیبایی خردمندانه تر است و هر زنده ای می میرد . بلایی است دشوار اما خدا خواسته است دوستی فدای دوستی شود. دوستی والا گهر ، کریم و نجیب . اگر مرگی رسید تنها برای تو نیست ، هر زنده ای می میرد. "
علی چنین پاسخ می دهد: " مرا در یاری احمد شکیبایی می فرمایی ؟ بخدا آنچه گفتم از بیم نبود . من دوست می دارم یاری مرا ببینی و بدانی . من پیوسته فرمان بردار تو هستم ، من احمد را که در کودکی و جوانی ستوده است برای رضای خدا یاری می کنم. "
همچنین هنگامی که قریش بنی هاشم را در شعب ابو طالب در بندان کردند ، ابوطالب در جمله آنان بود . او علی را به نگهبانی محمد سفارش می نمود.
علی (ع) علاوه بر شرکت در غزوه ها که رسول خدا (ص) خود در آنها حاضر بود ، فرماندهی چند سریه را به عهده داشت. از آن جمله سریه ای است که در سال ششم هجری به سوی بنی سعد به فدک روانه شد . به رسول خدا خبر دادند ،بنی سعد می خواهند یهودیان خیبر را یاری دهند . پیغمبر علی (ع) را با صد تن به سر وقت آنان فرستاد . علی با مردم خود شبها راه می رفت و روز را کمین می کرد چون به آبی که " همج " نام داشت و میان خیبر و فدک بود رسید مردی را دید و از او حال بنی سعد را پرسید . گفت: " اگر مرا امان دهید شما را به سر وقت آنان می برم . " چون امانش دادند وی آنان را بر سر بنی سعد برد و در این سریه غنیمت قابل ملاحظه ای به دست مسلمانان افتاد.
همچنین در سال دهم هجرت رسول خدا (ص) ، را به یمن فرستاد . پیش از آن خالد پسر ولید را برای مسلمان کردن آنان بدانجا فرستاده بود. اما نپذیرفته بودند. علی (ع) با نامه رسول خدا بدانجا رفت و نامه را بر مردن آن سرزمین خواند . قبیله همدان همگی در یک روز اسلام آوردند. علی داستان را برای رسول خدا (ص) نوشت و پیغمبر سه بار فرمود: " سلام بر مردم همدان باد. " سپس مردم یمن پی در پی رو به اسلام آوردند و علی (ع) به پیغمبر (ص) نامه نوشت و رسول الله شکر خدای را به جای آورد.
در سال دهم رسول خدا به حج رفت و احکام آن را به مردم تعلیم فرمود و در خطبه معروف خود گفت: " مردم! نمی دانم شاید سالی دیگر شما را در اینجا ببینم یا نه ، از امروز خون و مال شما بر یکدیگر حرام است تا آنکه خدا را دیدار کنید."
هنگام بازگشت از مکه در منزل مجحفه (آنجا که کاروان ها از یکدیگر جدا می شوند ) به امر خدا مردمان را ایستاداند و در آن مجمع علی (ع) را به جانشینی خود به آنان شناساند و فرمود: " هر کس من مولای اویم علی مولای اوست. "
چنانکه نوشته شد جانشینی علی سالها پیش انجام گرفته بود ، اما آن مجمع در مکه و جمع خاندان هاشم بود ، و سالها از آن می گذشت . در غدیر خم آن مطلب به اطلاع عموم مسلمانان رسید . حدیث غدیر آنچنان شهرت دارد که کمتر مورخی آن را نیاورده است اما چون خود را برابر کاری که در سقیفه انجام شد دیده اند . تا آنجا که توانسته اند دست به تاویل های نادرست زده اند.
( برگرفته از کتاب زندگانی امیر المومنان علی "ص" (علی از زبان علی ) - نوشته سید جعفر شهیدی - انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی - چاپ دهم - سال ۱۳۷۹ )
+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 17:3  توسط لیلا باباخانی
|